كمال تبريزي از فيلمسازان نسل انقلاب است كه با فيلمهاي دفاع مقدس گل كرد با آثاري چون عبور در مسلخ عشق كودك قهرمان و... اما با ليلي با من است به عنوان فيلمسازي متفاوت خود را نشان داد تبرزي در طول سالها فعاليت سينمايي اش هيچگاه در يك نقطه متوقف نماند و سعي در نواوري و بدعت داشت حتي در تلويزيون نيز با سريال دوران سركشي نشان داد كه كارگرداني خلاق و پيشرو است تبريزي اما در چند سال اخير دچار نوعي ركود در بدعت خلاقانه شده است و فيلمهايش در بستري از شكستن حرمتها و زير پا گذاشتن خط قرمز ها ساخته مي شوند. آغاز اين جريان مار مولك بود كه چندسال پيش توليد شد اخرين ساخته او هميشه پاي يك زن در ميان است اوج اين روند است فيلمي كه كتر كسي انتظار ساخته شدن آن اين فيلم توسط بسياري از فيلمسازان كه هدف اصلي شان در سينما كاسبي است اين همه موجب ناراحتي دوستداران تبريزي نمي شد چرا كه فيلم تازه وي نه تنها از نظر محتوا فقير و بيمار است ه به لحاظ كتكنيكي نيز يك پسرفت اساسي در كارنامه اش محسوب مي شود .خلق "هميشه پاي يك زن ذر ميان است"توسط كمال تبريزي نشانه غلبه گيشه گرايي در كار هنري اين فيلمساز است.اين فيلم اقتباسي از كتاب غير قابل چاپ سيد مهدي شجاعي است مجموعه داستاني كه در زمان انتشارش سرو صداهاي بسياري ايجاد كرد اين كتاب داراي 9 داستان كوتاه است كه جز يكي مابقي با محوريت زن روايت شده اند . فيلمنامه هميشه پاي يك زن در ميان است با اتصال و يكپارچگي 5 داستان غير قابل چاپ نوشته شده است . داستانهاي شبيه يك هنر پيشه خارجي،اناهيتاي شرقي،لباس خواب صورتي هميشه پاي يك زن در ميان است و غير قابل چاپ.البته رضا مقصودي و نغمه ثميني به عنوان نويسندگان فيلمنامه اين اثر تغييرات زيادي هم در داستانها داده اند .نخستين مشكل فيلم هم اتفاا از همين جاست يعني اولا اين فيلمنامه يك اقتباس ناموفق محسوب مي شود چون درست است كه داستانهاي غير قابل چاپ كه در اين فيلم از آنها بهره گرفته شده با محوريت شخصيتهاي زن نوشته شده اند اما از نظر موضوعي با هم فرق دارند اين تفاوت داستانها در فيلمنامه حل نشده است و به شكلي گل در شت خودنمائي مي كندو توي ذوق ميزند.دوما از نظر روايي و دراماتيك نيز بين داستانها پيوند ايجاد نشده است گويي چند ماجرا جدا از هم هستند كه به زور به هم چسبانده شده اند اين موضوع سبب شده كه فيلم با اتصال و يكپارچگي 5 داستان به فيلمي اشفته مغشوش و از هم گسيخته از نظر روايي تبديل شود .داستان كلي اين اثر درباره زن و شوهر جواني است كه در زندگيشان مشكلاتي رو به رو مي شوند و از هم طلاق مي گيرند اما بخاطر معضلاتي كه پس از اين جدايي براي انها رخ مي دهد پشيمان مي شوند و در پايان باز به سوي يكديگر بازمي گردند.فيلم دچار فقدان منطق دررام است و اين مشكل باعث شده تا كارگردان براي پركردن خلا به وجود امده روي به طنز فانتزي بياورد يعني نوعي از طنز كه دور از واقعيت است و گرايش خيالاتي دارد اما اين تمهيد هم چندان با موفقيت همراه نبوده است جون حتي در طنز فانتزي نيز روي دادن اتفاق بايد با رعايت اصول علت معلولي همراه باشد نمي توان هر رخدادي را به اين بهانه كه فيلم فانتزي است در فيلم گنجاند به كاربردن اين ديالوگ كه آدم مي خواهد در خانه راحت باشد هيچ منطق درستي براي بي توجهي يك زن به شوهرش نيست و يا اينكه چرا شخصيت جاهد اين همه ضد زن است مشخص نمي شود كه هم در پايان فيلم ناگهان تغيير عقيده مي دهد و متحول مي شود نيز دليلي منطقي ندارد همانطور كه ذكر شد فيلمرويكردي به طنز دارد اما در اصل يك هجو محسوب مي شود چراكه در طنز واقعي شوخي و به خنده وا داشتن مخاطب نيز هست اما هدف اصلي اين است كه از طريق ان شوخي ها به طرح مشكلات و ناهنجاريهاي اجتماعيو اخلاقي پرداخته شود.اما در اين فيلم هيچگاه به طور عميق ،انتقادي و آسيب شناسانه به مشكلات نگاه نمي شودد بلكه تنها به ارائه متلكهايي سطحي يا حداكثر مانند انچه در پيامكهاي تلفنهاي همراه رد و بدل مي شود مي پردازد . نوك پيكان هجويات كار نيز مشكلات اساسي جامعه نيز بلكه با پا گذاشتن بر برخي از خطوط قرمز وشوخي با تابوهاي اخلاقي و اجتماعي سعي در به خنده واداشتن مخاطب دارد كه فيلمساز گاه در اين سعي و كوشش نيز توفيقي نمي يابد به اين ترتيب هميشه پلي يك زن در ميان است نه تنها شكستي براي كمال تبريزي بلكه شكستي بزرگ براي سينماي ايران به حساب مي ايد هرجند از نظر گيشه كمك بزرگي به اقتصاد سينماي ايران مي كند.

