تبليغاتX
اگه تونستی بزنی توخال

اگه تونستی بزنی توخال

یا ایهاالذین امنوا علیکم انفسکم

 

آنکه روزی50000 تومان به  ملت برای رای بیشتر وعده می داد امروز دست به انکار زده و طرح خود را به نام طرح تحول ارائه می کند آنکه روزی شعور ملت را در حد 50 تومان می دید امروز از دخالت بیش از حد دولت در امور اقتصادی ملت می نالد آهای طراح نخبه ! سوال من  از شما این است که  خدا وکیلی یکبار هم طرح تحول  این دولت را خواندی که انقدر ایرادهای  بی اساس و بی پایه به آن می گیرید؟ شما از چه گله مندید ازین که طرح تحول دولت از مردم استقلا ل می گیرد نه جناب سوءظن مثل اینکه در جریان نیستید که این استقلال از کی بوجود اومده پیشنهاد می کنم یه نگاه رو طرح تحول بندازید فکر کنم نوشته که از وقتی اتکا<دولت ما به منابع نفتی و ذخایر طبیعی زیاد شد  میزان تقاضا نسبت به عرضه افزایش پیدا کرد همینم باعث فشار تورمی شد و دولت دیگه مجبور به دخالت در امور اقتصادی مردم شد چه جالب!!!طرح تحول شما که از همون ابتدا به ساکن به اتکای کشور و مردم به نفت اشاره کرده حالا خودتون بگین دولت داره از مردم استقلالشو می گیره یا شما؟؟؟یه چیز دیگه اون 50000 تومنیم که شما قولشو به ملت دادید و حامیانتون کلی منت سر ما گذاشتند صدقه نبود یارانه ای بود که حق مسلممون بود که دولت داره با همین طرح تحولی که شما انتقادهای بی مورد ازش گرفتی به ما می ده راستی یه شاءبه ایجاد کرده بودی که یارانه ی هدفمندی که دولت ازش حرف زده مربوط به قشر خاصیه که دولت خودش مشخص می کنه ببین  جناب شیخ وقتی می گم طرحوئ یه بارم نخوندی تاراحت نشو تو طرح اومده که این یارانه هدفمند که به دو صورت مستقیم و مشروط هم توزیع می شه مربوط به اقشار اسیب پذیر و کم در آمد که اونم توسط یه سری دستگاههای اطلاعاتی خاص بعد از شناساییشون بهشون یارانه تعلق می گیره نه اینکه اونها نور چشمیای دولتند و قشر خاص می شوند و یارانه بهشون تعلق می گیره که فکر کنم شما فلسفه وجودیشو خیلی بهتر از من بدونین!!!از بین بردن فاصله طبقاتی و توزیع عادلانه یارنه اگه این هم نخواد باشه و به همون سنت قدیمی یارنه بخواد به همه مردم  به یه اندازه داده بشه دیگه فایده ای واسه اقشار کم در آمدمون نداره چون تو اون طرح هر کی تقاضا و خرید بیشتری داره یارانه بیشتری هم بهش تعلق می گیره خوب معلومه که منابع متصل به قدرت و ثروت و آقازاده ها خریدشون خیلی زیاد ه و از یارانه هم بیشتر بهره مند میشن آخه به اینم می گن توزیع عادلانه؟؟؟؟

ریاست محترم مجلس بسیار محترم !!!ششم  اصل اصلی و مهم طرح تحول دولت ما اینه که حوزه پرداخت یارانه ها و منابع اقتصادی از نفت برداشته شه و مالیات جایگزینش بشه چی جوریاست که شما اصل به این بزرگی را تو طرح تحول ندیدید و تو طرح تحول خودتون ازش یاد کردید و عدم حضور اون را یکی از نقص های بزرگ طرح تحول خوندید  من دیگه اصلا توجیهی را قبول نمی کنم جناب مسئول احتراما اسم طرح تحولتون را بردارید و نام طرح تهوع را اون بگذاری خیلی خیلی بهتر است!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 17:29  توسط یک منتظر نما  | 

السلام علیک یا زینب کبری دلم گرفته دو روزی هست که از پیشش اومدیم  نمی دونم چرا از وقتی که اومدم دلم هوای کربلا کرده یکی از ارزوهای بزرگم این بود که یه روزی اون دیری که  سر امام حسینو توش بردند و اون کشیش مسیحی مسلمان شد را ببینم خدا همین امسال آرزومو بر اورده کرد نمی دونید هیچ جایی به اندازه اونجا دلم حوای کربلا نکرد خواستم بزنم تو خط عرفان و دو سه خطی برای عمه  سادات بنویسم هر کاری کردم نتونستم تا اینکه یادم افتاد یه روزی برای یه کسی در جواب یه چیزی دو صفحه ای از حضرت نوشته بودم اما نمی دونم اون موقع چرا هر چی استخاره گرفتم که نشانش بدهم نشد شاید تقدیر این بود که به بهونه زیارت خانم اونو رو وبلاگم بذارم

 

فلسفه عاشقی...

 

شگفت از آن شب که گویی فلسفه همه جهان در آن خلاصه می شود شب وداع زینب با حسین آن شب حسین بود و زینب زینب بود و حسین غم بود و سکوت سکوت بود و اشک. تهتای ماندن بود و عشق رفتن .زینب بود و حسین ...

چه فلسفه شاعرانه ای داشت حکایت پلک زدن های زینب نگاه او زیستن بود و نگاه حسین خواستن .زینب بود و یک دنیا التماس که بمان بخاطر من زینب بود و یک دنیا تنهایی که مرو بخاطر من زینب بود و یک دنیا اشک که مریز بخاطر...بخاطر حسین

حسین بود و یک دنیا خواهش که بگو بخاطر من حسین بود و یک جهان غصه که تحمل کن بخاطر من حسین بود و یک جهان اشک که بریز بخاطر ...بخاطر زینب

حسین بود و زینب بود و آه که ویران کن بخاطر زهرا (س)حسین بود و زینب بود واشک که بساز بخاطر علی (ع)چه شبی بود آن شب آخر زینب اشک های 25 ساله علی را یک شبه جاری کرد ناله های فروخورده زهرا را یک شبه فریاد کشید و از مظلومیت حسن برایش گریست و حسین بود و تبرک دانه دانه های اشک های زینب تا نریزد.و زینب بود والتماس انگشتان حسین که خیس بود....

اما فردا روز کوچکی بود جهان عاری از فلسفه عاری از دغدغه عاری مردانگی عاری از درد و عاری از دل و امان از دردهای نازنین دل زینب چه روز شومی چه روز نامبارکی .نگاه آخر حسین تمام اضطرار زینب را ستاند و رفت و چه دل بزرگی داشت دختر علی این ابرمرد تاریخ که بر قتله گاه نشست و گفت از ما بپذیر

زینب تو چه دیدی که گفتی عاشورا برای من همه زیبایی بود ،غایت عشق به فرمان خدا، غایت سر سپردگی ؟!غایت بندگی غایت امانتداری دین رسول خدا؟ رفتید تا دین جدتان را نجات دهید نشستن و شهادت دردانه علی و فاطمه، رشیدان مدینه ،بلند قامتان بنی هاشم را نگریستی تا امر به معروف و نهی از منکر را نهادینه کنید ؟!!دیدی چگونه حق رسالت حسین ات را ادا کردیم، دیدی چگونه حرمت پهلوی شکسته مادرت را شکستیم، دیدی خودمان را چگونه سرگرم دنیایمان کردیم و دور خود حصار کشیدیم ،دیدی چگونه هر گاه که آوردیم داد زدیم که بیایید و بشتابید که حسین تنهاست دیدی چه جسورانه هل من ناصر ینصرنی را سر دادیم و حق گفته ها را ادا نکردیم دیدی چگونه حرمت چادر خاکی ات را ادا کردیم حریم ها را شکستیم گفتیم و خندیدیم و...و نام همه این بیحرمتی هارا عشق به تو حسین ات نهادیم خانم ما راببخش ما آدم های فراموشکاری هستیم واقعه به 1400 سال پیش برمی گردد و حافظه ما تهی است و پر است از بیاندیشگی و خامی و بچگی خانم ما مدرن شده ایم نمی بینی چگونه تمدن از همه جایمان نشت می کند و هنوز داریم سعی می کنیم مدافعین را از معاندین باز شناسیم فلذا هنز فرصت دفاع از تو و حسین ات را نیافته ایم تو ما را درک می کنی برایمان دعا کن تا نور رحمان را از ناز شیطان باز شناسیم .

خانم بزرگ می بینی چگونه تناقض بر تار و پود زندگی ماشینیمان چنگ انداخته است وقتی دل نا زنینت را می شکنیم که تو را به غایت یک عشق در وجود خود تمنا می کنیم .چه زود تورا اشکهایت، را سخنان آتشینت را عطر یاس و غم چاه و... را فراموش کردیم و آه بمیرم برای آن آقای مضطری که از غم ما حتی تا ب شکوه بردن نزد خدا را نیز نداردو ما باز هم گستاخانه سنگ عشقش را به سینه بی درد خود می زنیم و آشکارا قلب نازنینش را می شکنیم و عجل لولیکالفرج را روزی نه صد بار که هزار بار سر می دهیم و راهی را که به او منتهی میشود را بیراهه دانستیم و به گما ن شاهراه به کوره راههایی زدیم که او را نیز گم کردیم ساعتها میزها را گرد کردیم و اوراگم!!!

ساعتها خندیدم و او را نیز از یاد بردیم که از دور برای عفومان دعا می خواند خانم مارا ببخش سخت بود به یاد محبوبی بودن که هرگز ندیدی اش .ما سعی کردیم رسالت خاکریزها و خرابه هاهای شلمچه، دو کوهه هویزه ،جزیره مجنون و خرمشهر را حفظ کنیم.رسالت خوبانی که رفتند حکایت حاج همت ها که به همه تحلیلها خندیدند و رفتند و ما باز هم داعیه رهروی آنان را کردیم ،ما فردا نه در برابر تو که در برابر ادعاهایمان شرمنده ایم و روسیاه.

گاه ما چشم را از دیدن حقیقت نبسته ایم بلکه پاها را از رفتن به ان باز داشته ایم.ودر شگفتم از خودم و شما که در اصلاح عیوب خود مانده ایم علم اصلاح جامه محمدی را بر دوش گرفته ایم!!و اکنون چه زیبا جمله شهید اوینی در ذهنم تداعی می شود و ابتداو انتهای این سیاهه را حسن ختامی بیاد ماندنی می بخشد که:

شاید این سنت تاریخ است تا همه نسل ها و عصرها در آزمونی عاشورایی یا در زیر خیمه حسین(ع)بمانند و یا عبا بر سر کشیده و در سیاهی شب گم شوند.

دعا می کنم که من شما و همه دانش و یقین در علم حسین عاقلانه و عاشقانه ماندن رابیابیم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 16:55  توسط یک منتظر نما  |