تبليغاتX
اگه تونستی بزنی توخال

اگه تونستی بزنی توخال

یا ایهاالذین امنوا علیکم انفسکم

معمولاً میهمانان دو دسته اند. دسته اول کسانیند که جزء نزدیکان و خویشان دعوت کننده هستند لذا نیازی به دعوت رسمی و تعارفات مرسوم ندارند. دسته دوم کسانیند که ارتباطات دورتری دارند و باید به بهانه مراسم خاصی و آن هم با دعوت نامه وارد میهمانی شوند. نمی دانم دوستان گرامی وبلاگیست من در کدام دسته هستند اما در هر حال ضیافت الهی مبارکتان.

برای کسانی که سلطان ازل گنج غم عشق نصیبشان کرده زندگی رنگ دیگری دارد. اینان با هر بهانه ای با هر مناسبتی به یاد یک امر واحد می افتند. عده ای در این کره خاکی ساکنند که شب و روز خود را در عاشورا سپری می کنند. برای آنها مهم نیست که عید است یا عزا جشن است یا غم روز است یا شب. دل های ایشان طوری در محرم 61 هجرت جا مانده که تکان دادنش محال است. اذن دخول رمضان آنها عاشوراست. روزه آنها حسین است حسین. سحر آنها حسین است. افطار آنها حسین است. گرمای تابستان یک طرف تشنگی روزه دار هم یک طرف. عطش واژه بسار بسیار آشناییست. می گویند در این تابستان گرم وقتی تشنگی بر شما غلبه کرد نزدیکی افطار، ظرف آب خنکی را در دست بگیرید و نگاهش کنید. جامی پر از آب خنک در عصر تابستان در دستان روزه داری عطشناک!

هنر ما این است که در رمضان به قافله عاشورا برسیم. به اندازه یک رمضان قافله دل در مکه ساکن است. به اندازه یک رمضان وقت داریم. اگر در مکه به قافله نرسیم و کاروان عاشوراییان عازم کوفه شود دیگر معلوم نیست بر سر ما چه آید. به زهیر بن قین و حر بن یزید دل خوش نکنیم. زهیر همسر بصیری داشت حر هم شامل عنایت ویژه ای شد. بیایید نقد را به نسیه نفروشیم و در همین رمضان کار نفس خویش را یکسره کنیم. بیایید در همین رمضان تقوایی بگیریم که حاصلش فرقان باشد. آخر تقوای بی فرقان به چه کار می آید؟ تقوایی که ولایت را تشخیص ندهد به چه می ارزد؟ آیا علامه شدن هدف بود علامه بی فرقان؟ فرقان یعنی قدرت تشخیص حق در فتنه ها. فرقان را به متقین می دهند نه به علامگان. ما در این رمضان در محضر عاشوراییان مکه و دوشادوش صاحبان گنج غم عشق طلب تقوای با فرقان داریم. اگر علامه و مرجع نشدیم نشدیم. معروف و مشهور و برجسته نشدیم نشدیم. اما تقوا و فرقان و ولایتی شدن امر دیگریست آرزوی دیگریست. اگر صاحب تقوا و فرقان نشدیم یعنی نشدیم. اگر ولایتی نشدیم یعنی نشدیم.

سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد

تا روی درین منزل ویرانه نهادیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 22:49  توسط یک منتظر نما  |