اينها بين بنده و خالق بود اما الان با اجازه ي خالق عمومي مي شود به حسب ضرورت
گفتم عشق شيطاني چيست؟
گفت عشق شيطاني نمي شود
گفتم مگر نمي بيني اين همه عشقي که امروز عشق اند و فردا نفرت
گفت عشق نفرت نمي شود
گفتم نمي بيني اين همه رسوايي هايي که فردايش روسياهيست؟
گفت عشق روسياهي نمي آورد
گفتم ........
گفت........
گفتم........
گفت......
گفتم تو بگو اين چيز آزاردهنده ي سست لذت چيست؟
گفت:
اينها که گفتي عشق نيست
عشق از من است و نه از شيطان که شيطاني شود
عشق از من است و من متنفر نمي شوم
عشق از من است و آنچه از من است روسياهي نمي آورد
عشق از من است
آنچه تو عشق ناميده اي هوس است
هوس است که از شيطان است
پس شيطاني مي شود، نفرت مي شود و روسياهي مي آورد
اما عشق ازمن است و عاشق عشق بازي را از من مي آموزد نه از شيطان
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 10:16  توسط یک منتظر نما
|