سیاستهای اقتصادی از طنز تا مستند!!
روزی فکر می کردم که اجرای این طرح باعملیات درست و مهندسی شده خود بتواند حداقل این مریض از پاافتاده را تاتی تاتی به حرکت در آورد...روزی که مهر اقتصاد خصوصی یالیبرالی رابه نام اقتصاد اسلامی بر پیکره این شهر زندند یادشان نبود که این فرایند یو شکلشان در کشور ما روزبه روز فقط قشر محروم راضعیف می کند
گفتم سیاست یوشکل بذارید یه پرانتز باز کنم دولت سازندگی می گفت خصوصی کردن همه بخش ها در نهایت اقتصاد آزادی را منجر می شود که دارای یک نمودار یوشکل است یعنی اول باشیب تند کاهش درامد عمومی را خواهیم داشت بعد یه مرحله ایستایی و بعدش کمکم باشیب تند صعود در امدهارا خواهیم داشت
اما با اجرای این سیاست نه تنها این روند روبه رشد را نداشتیم!!!که هنوز که هنوز است در کف مرحله ایستایی مانده ایم!آقایان فکر کردند کشور 70 میلیونی را تنها بااداره بخش خصوصی می شود گرداند بله می شد اگر شکم این مسئولان بخش خصوصی این جوری از فرط سیری جلو نیامده بودو انقدر دستشون تو مال مردم نبود شاید امروز این بدبختی سیاسی اقتصادی را نداشتیم که حالا دکتر هم بخواد با این عجله این معضل را به هر قیمت ممکن حل کند
امروز استاد می گفت این مقدار 81 هزارتومن هر 2 ماه یکباره و تازه فقط تخصیص اعتبارش به بانکها از سوی دولت داده شده و هنوز بودجه ای بهش تعلق نگرفته
بدتر از همه این بود که می گفت دولت هنوز در پی فراهم نمودن بودجه است و هنوز نتونسته مهیاش کنه!!!![]()
ای وای ما دوباره طرحی را کلید زدیم که اسمش درمان است اما به دلیل سرعت در پیاده شدن فرایندی که قراره تن مریض و اوضاع افتضاح اقتصادی را بسازه ممکن تبعاتی را داشته باشه که اگر دولت موشکافانه و کارشناسانه بررسی نکند به احتمال قوی باشکست مواجه می شه شکستی شاید جبران ناپذیر!!البته ناگفته نماند که در این شکست کسی که زیر چرخهای بزرگ توسعه ازبین خواهد رفت ابر خانواده های اقتصادی نخواهند بود بلکه قشرضعیف بیچاره ای است که هرروز نسبت به نطام و سیاست هایش بی اعتماد خواهد شد.
نمی دانم در حال حاضر مقصر عدم برنامه ریزی درست کارگروه طرح تحوله یا خلا حضور کارشناسی درست در حوزه تامین بودجه ها اما امیدوارم که دولت دوباره با شکست رو به رو نشود نه بخاطر دولت اسلامی و بی اعتمادی ملت به نطام اسلامی که مهلک ترین ضربه ممکن به نطام است !!بخاطر همان قشر ضعیف مسلمانی که هرروز زیر این چرخ دنده ها له می شن
دلم گرفت دیشب فقط آرزو داشتم برای مهجوریت حوزه فرهنک یک مستند تجربی بسازم اما امروز باشنیدن این حرفها انگار قراره تو حوزه اقتصاد نیز دست به کار شوم
نرسد روزی که بدبختیهای حوزه اقتصادی و سیاستهای فرهنکی ما از فیلمو طنزو خنده به مستند تبدیل شود ...
پی نوشت:
بخش بخش بیوتن رضا امیرخانی باحرفهای امروز استاد در مورد وضعیت بحرانیه اقتصاد جلوم ظاهر می شد!!!
پیشنهاد می کنم بخونید تاببینید که که مارا به این بدبختی رساند
البته ناگفته نماند که تبعات و معضلات 8 سال اقتصاد آزاد لیبرالی منتج از کابینه شاه هاشمی تاکی و تاکجای نسل ما و بچه هایمان قرار است اثر داشته باشد
و دوباره یاد نقل قول مادربزرگ که در این هنگام می فرمایند تاشاه کفن نشود این وطن وطن نشود
نگین نماهنگن ربطی نداره ها!!!گوش کن بلداشو مرور کن بعد قضاوت کن!
خرمن نکشته هامون
چشمه نگو آتش فشونه
بشماریم نداشته هامون
هزار هزارتا کهکشونه
آرزو دریای شوره
دریای شور زندونه ماهه
ماهیا تشنه ترینن
روی لباشون آهه و آهه
بخت ماهیا سیاهه
سکه نقره و طلا
بند دل شاه و گدا
گزند غیبه
بخشش و مهر و وفا
لطف و صفا
سمند غیبه
نازنین سمند رو زین کن
مردای مرد رو گزین کن
نازنین شادی عشق رو
نذر دلهای حزین کن
سجده خاکی کمند آسمونه
برای ترک زمین یه جور کمین کن
عاشقی ستاره هزارتونه
کی میگه دوری و دوستی چاره تونه
زخمی تیغ و ترنجه حسن یوسف
شاهدم پیراهنای پاره تونه
آهنه اون که دلش سرد و سیاهه
آینه ی روی دلش ماته یه آهه
هممون رو ازگل و خار آفریدن
ماها عاشقیم فرشته بی گناهه
نازنین سمند رو زین کن
مردای مرد رو گزین کن
نازنین شادی عشق رو
نذر دلهای حزین کن
سجده خاکی کمند آسمونه
برای ترک زمین یه جور کمین کن
گل قالی گل شالی گل گندم گل گندم
پس میارن واسه یک تشنه هزار دریا رو مردم
شاید حرفهای من